در همین لحظه؛ کاری که همزمان با صحبت کردن دربارهاش در حال رخ دادن است
مترادفها
jetztالان
momentanدر حال حاضر
im Momentدر این لحظه
Ich telefoniere gerade, ruf bitte später an.
دارم تلفنی صحبت میکنم، لطفاً بعداً زنگ بزن.
Was machst du gerade?
الان داری چه کار میکنی؟
2تازه، همین الان، همین چند لحظه پیش
اندکی پیش؛ چیزی که تازه رخ داده یا تازه شروع شده است
مترادفها
ebenهمین الان
soebenبهتازگی
Ich bin gerade erst nach Hause gekommen.
تازه رسیدم خانه.
Der Zug ist gerade abgefahren, als wir ankamen.
درست وقتی رسیدیم که قطار حرکت کرد.
در زبان روزمره، چه گفتاری و چه نوشتاری، بسیار پرکاربرد است. با زمان Präsens بیانگر کاری است که همین حالا رخ میدهد، و با Perfekt یا Präteritum کاری را نشان میدهد که همین چند لحظه پیش اتفاق افتاده است. اغلب همراه با «erst» یا «noch» میآید (gerade erst، gerade noch).
معمولاً در وسط جمله میآید؛ اغلب همراه با Präsens، Perfekt یا Präteritum
⚠این قید را با صفت gerade (به معنای راست و مستقیم) اشتباه نگیرید.
Adjektiv
3 معنی
1صاف، مستقیم، راست
بدون پیچ و خم یا انحنا؛ امتدادیافته در یک جهت
ترکیبهای رایج
einen geraden Rückenکمر صاف
den geraden Wegمسیر مستقیم
مترادفها
schnurgeradeکاملاً مستقیم
متضادها
krummکج
kurvigپیچدرپیچ
Die Straße ist lang und ganz gerade.
خیابان طولانی و کاملاً مستقیم است.
Sie sitzt mit geradem Rücken am Tisch.
او با کمری صاف پشت میز نشسته است.
2زوج
عدد صحیحی که بدون باقیمانده بر دو بخشپذیر است
متضادها
ungeradeفرد
Zehn ist eine gerade Zahl.
ده یک عدد زوج است.
Auf der linken Straßenseite stehen die Häuser mit geraden Nummern.
در سمت چپ خیابان، خانههایی با پلاکهای زوج قرار دارند.
3روراست، صادق، یکرنگgehoben
دارای شخصیتی رک و صادق؛ بدون دورویی و پنهانکاری
مترادفها
aufrichtigصادق
ehrlichدرستکار
متضادها
unehrlichدوررو
Er ist ein gerader Mensch und sagt immer seine Meinung.
او انسانی روراست است و همیشه نظرش را رک میگوید.
این صفت برای خطوط، مسیرها و اعداد و همچنین ویژگی اخلاقی افراد به کار میرود. حالت تفضیلی و عالی دارد (gerader، am geradesten). در مورد انسان معنایی محترمانه و مثبت دارد.
قبل از اسم همراه با پسوند میآید: gerader Weg
⚠توجه کنید که برای عدد زوج از gerade Zahl استفاده میشود، نه «ebene» Zahl.
Partikel
2 معنی
1دقیقاً، اتفاقاً، بهویژه، درست
تأکید میکند که چیزی مشخصاً یا دقیقاً به همان صورت درست است، نه جور دیگر
مترادفها
besondersبهویژه
ausgerechnetاز قضا
Gerade deshalb musst du es tun.
دقیقاً به همین دلیل باید انجامش دهی.
Gerade am Wochenende ist hier viel los.
بهویژه آخر هفتهها اینجا خیلی شلوغ است.
2چندان، زیاد، آنچنان
همراه با «nicht»، شدت جمله را کم میکند؛ یعنی چیزی چندان خوب یا زیاد نیست
nur mit nichtفقط همراه با nicht
ترکیبهای رایج
nicht geradeنه چندان
Peter ist nicht gerade ein toller Tänzer.
پیتر رقصنده چندان ماهری نیست.
Das Essen war nicht gerade billig.
غذا آنچنان ارزان نبود.
این حرف برای تأکید روی یک واژه یا بیان به کار میرود؛ تکیه دارد و پیش از واژه مورد نظر میآید. همراه با «nicht»، بار سخن را مؤدبانه یا کنایهآمیز ملایمتر میکند.
دقیقاً قبل از واژه مورد تأکید میآید
چطور از هم تشخیصشان بدهیم
در نقش قید، gerade به زمان اشاره دارد (الان، همین حالا). در نقش صفت، قبل از اسم میآید و به معنای مستقیم یا زوج است. در نقش حرف تأکید، دارای تکیه صوتی است و کلمه بعد از خود را برجسته میکند.