←
🇩🇪 Deutsch
بنویس، بشنو، بفهم

معنی Kunde به فارسی

der Kunde

Nomen
[ˈkʊndə]
Pluraldie Kunden Genitivder Kunde
Auch: Imperativ von kunden

Nomen

4 معنی
1 مشتری، ارباب‌رجوع
شخصی که در یک فروشگاه چیزی می‌خرد یا از خدماتی استفاده می‌کند و بابت آن پول می‌پردازد.
der Kunde, den/dem/des Kunden; Pl. Kunden der Kunde, den/dem/des Kunden; جمع: Kunden
ترکیب‌های رایج
potenzielle Kundenمشتریان بالقوه
Kunden beratenمشاوره دادن به مشتریان
Kunden betreuenرسیدگی به مشتریان / پشتیبانی از مشتریان
Kunden beliefernتحویل کالا به مشتریان
zufriedene Kundenمشتریان راضی
Bedürfnisse der Kundenنیازهای مشتریان
مترادف‌ها
Käuferخریدار
متضادها
Verkäuferفروشنده
Anbieterعرضه‌کننده

Der Kunde wartet seit zehn Minuten an der Kasse.

مشتری ده دقیقه است که پای صندوق منتظر است.

Gestern haben wir einen neuen Kunden gewonnen, der gleich drei Geräte bestellt hat.

دیروز مشتری جدیدی جذب کردیم که در همان ابتدا سه دستگاه سفارش داد.

2 مشتریان، جامعه مشتریان
مجموعه افرادی که به‌طور منظم از یک مغازه یا شرکت خرید می‌کنند.
meist Plural: die Kunden; Singular selten بیشتر به‌صورت جمع: die Kunden؛ مفرد آن نادر است
ترکیب‌های رایج
Kunden gewinnenجذب مشتری

Das Geschäft hat viele Stammkunden in der Nachbarschaft.

این مغازه مشتریان ثابت زیادی در محله دارد.

Die Firma verlor im letzten Jahr einen Teil ihrer Kunden.

این شرکت سال گذشته بخشی از مشتریان خود را از دست داد.

3 خبر، پیام، مژده gehoben
خبر یا پیامی که کسی به همراه می‌آورد.
die Kunde, Pl. die Kunden; weiblich die Kunde، جمع: die Kunden؛ مؤنث
مترادف‌ها
Nachrichtخبر
Botschaftپیام

Der Bote brachte frohe Kunde aus der Stadt.

قاصد خبر خوشی از شهر آورد.

Die Kunde vom Sieg verbreitete sich schnell.

خبر پیروزی به‌سرعت پخش شد.

4 دانش، شناخت، شناسی selten
دانش درباره یک حوزه تخصصی مشخص؛ امروزه فقط به عنوان بخش پایانی در واژه‌های مرکب به کار می‌رود.
die Kunde; nur in Zusammensetzungen, z. B. Erdkunde die Kunde؛ فقط در واژه‌های مرکب، مانند Erdkunde

In der Schule hatten wir Erdkunde und Heimatkunde.

در مدرسه درس‌های جغرافیا و بوم‌شناسی داشتیم.

واژه Kunde به معنای «خریدار یا مشتری» در زندگی روزمره و محیط کار بسیار پرکاربرد است؛ مثلاً در مغازه، بانک یا اینترنت. صورت مؤنث آن die Kundin است. معنای «خبر» به‌ندرت به کار می‌رود و لحنی رسمی یا کهن دارد. معنای «دانش یا شناخت» نیز تقریباً فقط در واژه‌های مرکب دیده می‌شود.
der Kunde, den Kunden; جمع: die Kunden (صرف n-Deklination در حالت‌های مفرد به‌جز Nominativ)
⚠واژه der Kunde در حالت‌های Akkusativ و Dativ پسوند n- می‌گیرد (den/dem Kunden).
خانوادهٔ واژه
Kundinمشتری زنNomen
Kundschaftمشتریان / جامعه مشتریانNomen

آخرین به‌روزرسانی:

باز کردن در دیکشنری